عارضه ای بر عارض نوروز

به گزارش وبلاگ تجارت، مشکل بتوانیم بگوییم نوروز سال جاری مثل همواره اول فروردین است. چیزی درون ما می گوید که سال جاری نوروز وقتی است که احوال مان تغییر کند، حال قلب های مان خوب گردد، حال و روزمان بهتر از این گردد، روزها را در دوری از عزیزان و شب ها را با نگرانی سپری نکنیم و خلاصه اگر امروز در قعر زندگی هستیم، نوروز آن روزی است که زندگی در اوج باشد و ما صاحب بهترین احوال. جالب این که حقیقت نوروز همین هاست. ما همین ها را هر سال حین تحویل سال از خداوند می خواهیم ولی سال جاری بهتر از هر سال معنای این خواسته را می فهمیم. مهابت حادثه ای که دچارش شده ایم، باعث آشنایی زدایی از نوروز شده است.

عارضه ای بر عارض نوروز

به گزارش وبلاگ تجارت، در یادداشتی در روزنامه شرق به قلم سید محمد بهشتی می خوانیم:

من و تو بی من و تو جمع شویم از سر ذوق

خوش و فارغ ز خیالات پریشان من و تو

(مولوی)

دیدن شکوفه کردن درختان و گل دادن گیاهان، سال جاری با اندوه توأم است. ما احساس جاماندگان از قطاری را داریم که برای رسیدنش روزشماری می کردیم. مگر سال جاری چه چیزی عوض شده؟ مگر نه این که سال جاری هم مثل هر سال، در روز و ساعتی مشخص سال تحویل می گردد. مگر نه این که طبیعت کار خودش را می نماید، روزها بلند و هوا لطیف و بهاری می گردد و پرندگان سرخوشانه نغمه سرایی می نمایند. سرور طبیعت که به راه است؛ پس چه چیزی حزن ما را برمی انگیزد؟ واقعیت این است که ما از غیبت خودمان در این بزم غمگینیم.

محزونیم چون سال جاری به سنت هر ساله خبری از خانه تکانی، خرید و شلوغی خیابان های شب عید و برنامه ریزی برای سفر یا دید و بازدید و عیدی دریافت نیست؛ اندوه ما به سبب منغص شدن عادات و آدابی است که لایه لایه به نوروز افزوده بودیم. نوروز مترادف با خرید، سفره هفت سین، سبزی پلو و ماهی، عید دیدنی و آجیل و سفر نیست. نه این که اینها بد باشد اما همه اینها می تواند عارضه ای باشد بر عارض نوروز. آداب و رسوم برای این است که سطح تماسی میان ما و حقیقت رویدادها پدید آورد اما در همان حال تبدیل شدن شان به عادت، ای بسا پرده ای میان ما و حقیقت ایجاد کند. مثل واژگان که همان قدر که می توانند حقیقت را روشن نمایند، مستعدند که آن را در پرده ببرند؛ کلمات بسیار در معرض دستمالی شدن و افتادن زیر دست و پایند. واژه آب در استعمال هر روزه، خلوص و روشنایی اش مکدر می گردد و تلألؤش را از دست می دهد اما راه بازگرداندن زلالی آب به آن چیست؟ تشنه شدن. تشنگی آبرو را به آب بازمی گرداند. تشنگی از آب آشنایی زدایی می نماید؛ آب می گردد همان آب حیات.

پنداری در این سال ها حقیقت نوروز لابه لای همه بدوبدوها و گرفتاری هایی که برای خودمان دست و پا نموده بودیم، گم شده بود. حالا کرونا باعث شده که نوروز سال جاری آن نوروز آشنای هر سال نباشد. اگر از ما بپرسند سال جاری نوروز چه زمانی است، مشکل بتوانیم بگوییم نوروز سال جاری مثل همواره اول فروردین است. چیزی درون ما می گوید که سال جاری نوروز وقتی است که احوال مان تغییر کند، حال قلب های مان خوب گردد، حال و روز مان بهتر از این گردد، روزها را در دوری از عزیزان و شب ها را با نگرانی سپری نکنیم و خلاصه اگر امروز در قعر زندگی هستیم، نوروز آن روزی است که زندگی در اوج باشد و ما صاحب بهترین احوال. جالب این که حقیقت نوروز همین هاست. ما همین ها را هر سال حین تحویل سال از خداوند می خواهیم ولی سال جاری بهتر از هر سال معنای این خواسته را می فهمیم. مهابت حادثه ای که دچارش شده ایم، باعث آشنایی زدایی از نوروز شده است.

نوروز قرار نبود فقط روزی از تقویم باشد که می آید و می گذرد. از بدو امر قرار بوده انقلابی باشد؛ قلب شدن به معنی دگرگونی ای است که در آن راه به باطن هر چیز بر ما گگردده می گردد اما این معنی از نوروز به تدریج مکدر شده و ما لابه لای مشغله های شب عید، حقیقت نوروز را فراموش کردیم اما سال جاری فرصتی مهیا شده که نوروز نیز از پوسته مکدر و ضخیم عاداتی که آن را احاطه نموده بود، بیرون آید و حاق آن بر همه آشکار گردد. نوروز آن شاهد گریز پایی است که سال جاری قصد نموده نقاب از رخ برکشد و به ما فرصت دهد تا بی نقاب دیدارش کنیم. اگر نوروز فرصت پرده برداری از همه چیز بود، سال جاری خود نوروز نیز مشمول پرده برداری شده است.

کرونا به ظاهر خیابان ها را خالی از جمعیت نموده، فرصت دیدار با هم را از ما گرفته، لذت خرید را با ترس و وسواس همراه نموده و هیجان سفر و دیدن طبیعت را توأم با عذاب وجدان اما دور نیست روزهایی که ما خوش و فارغ از پریشانی ها، باز دور هم جمع شویم. گل بگوییم و گل بشنویم. آنها را که بی صبر دیدارشان هستیم، تنگ در آغوش بگیریم و ببوسیم. به هر جای این شهر و این سرزمین سفر کنیم. داد دل از طبیعت بستانیم. از دیدن شور و حال خیابان ها کِیف کنیم و قدر شناسانه از ساده ترین داشته هایمان لذت ببریم. آن روز نه فقط ما بلکه نوروز هم به خواسته اش رسیده است. مگر همه این سال ها نیت نوروز جز شکستن عادت ها و نرم کردن و نزدیکی دل ها بود. اگر همواره ما منفعلانه ایستاده بودیم و نوروز اول فروردین می رسید و بر ما می گذشت، این بار ماییم که پشت این قطار دویده ایم؛ هر وقت که به آن برسیم، آن روز نوروز است، چه باک که اول فروردین نباشد!

منبع: خبرگزاری ایسنا

به "عارضه ای بر عارض نوروز" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "عارضه ای بر عارض نوروز"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید